خواجه نصير الدين الطوسي

84

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

بجسمانى است يا روحانى ، اهل تضادّ را به حكم ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ نه مبدأ است و نه معاد ، نه بجسمانى و نه بروحانى ، و اهل ترتّب را هم مبدأ است و هم معاد هم بجسمانى و هم بروحانى ، و اهل وحدت را از آنجا كه حقيقة الحقائق است نه مبدأ ميتوان گفت و نه معاد نه بجسمانى و نه بروحانى زيرا كه ايشان بحقيقت از عالم وحدت نه بيفتاده‌اند تا به رسيدن آنجاشان حاجت باشد ، امّا از آنجا كه اكوان اضافيست باضافه به اين اكوان هم مبدأ ايشان راست و هم معاد و هم بجسمانى و هم بروحانى زيرا كه اگرچه بحقيقت در اين اكوان نيامده‌اند امّا به حكم اضافه آمده‌اند ، و امّا حشر ارواح ، اين جسم مردم جان مردم را چون گورىست ، و هر نفسى كه ميل و اشتياق او بعالم طبيعت باشد و بدست شياطين شهوت و غضب اسير و از امر او تعالى غافل به حكم حقيقت مردهء مرگ جهالت باشد در لحد جسم مظلم افتاده و بشهوات هواى هاويه گرفتار [ 66 ] شده ، « الحشر حشرا نفسهم الميتة بموت الجهالة العامّة فى ايجاد الاجساد المظلّمة بشهوات الاهوآء الهاوية » ، پس او را بنفخ صور قيامت يعنى نداى دعوت قائم على ذكره السّلام از گور جسد برانگيزند يعنى درو هراسانند و بروح ايمان زنده باز كنند ، اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ و السلام ، و الحمد للّه ربّ العالمين تصوّر بيست و دوّم در تهذيب اخلاق اوّلين قدمى كه در راه كسب كمالات نفسانى نهند و بواسطهء آن استعداد قبول موادّ عقلانى يابند و از آن مقام على التدريج بدرجهء امام‌شناسى كه خداىشناسى